my wine
تو برای من
مانند شرابی می مانی
که هر چه کهنه تر می شوی
مست ترم می کنی
تو برای من
مانند شرابی می مانی
که هر چه کهنه تر می شوی
مست ترم می کنی
می خوام بهت یه قولی بدم
یه قول فراموش نشدنی
دلم می خواد وقت برگشتنت
تو
ردیف اول
روبروی من بشینی و
من
اون بالا
خبرهای خوش بازگشت به میهن را
برایت
بنوازم
می رویی
در این دیار
و
می روی
از این دیار
و من می شوم تنها
دلتنگ و
دلتنگ و
دلتنگ
.
.
.